تبليغاتX
پس کوچه - لاک پشت های نینجا

درباره ی تهران و مشکلات آن بسیار گفته اند و شنیده ایم. اگر از ترافیک آن گفته اند و اینکه از دوران شاهنشاهی تا کنون هیچ شهرداری نتوانسته مشکل ترافیک را رفع کند، بی ربط نگفته اند. اگر از آلودگی هوای تهران گفته اند و آسیب های زیست محیطی و ژنتیکی و... بد نگفته اند. اگر از مهاجرت شهرستانی ها به تهران (نا گفته نماند که این روزها روستاییه به شهر میره، شهریه به تهران و تهرانیه به کانادا و...) گفته اند حرف درستی زده اند. اما تهران تنها اینها نیست! تهران یک ویژگی داشت که با وجود همه ی مشکلاتش دوست داشتنیش می کرد و قابل تحمل. تهران و شهروندانش، بیشترین روح زندگی، پرشورترین جوشش زندگی و گرم ترین درخشش زندگی را در دل خود داشتند. همه ی اعیاد و مراسم های تهران همیشه مثال زدنی بود. نوروزش بوی عطر نرگس و سنبل و طراوت و شادابی در کوچه پس کوچه هایش فریاد می زد، ماه محرم  و ده شب به یادهاماندنی آن هر فرد را با هر دین و آیینی به سمت خود می کشاند، ماه رمضان و بوی آش های خیابانی و خانگی آن در غروب ها همه را به افطار دعوت می کرد و خیلی روزهای خوب و قشنگ دیگر. اگر برف می بارید بر خلاف دیگر شهر های ایران که همه را در لاک خود فرو می برد، تهران یکپارچه شور شادی بود. در پارکها گلوله برف بازی تنها یکی از سرگرمی های خانواده ها بود و...

همه ی این ویژگی های تهران و تهرانی ها را به گذشته گفتم چرا؟ دیروز تهران و تهرانی هایی را دیدم و دیدید و طعم جدیدی را تجربه کردیم که کمتر نشانی از آن تهران پر انرژی و پر جوشش دیده می شد.

دیروز و امروز و نمی دانم تا کی، افرادی را دیدیم با لباس هایی که شبیه لاک پشت های نینجا بودند. این افراد که کم هم نبودند و در دسته های بیست ـ سیتایی در سطح شهر به فاصله های خیلی کم دیده می شدند برای خوشایند و شادی کودکانمان بر سر کوی و برزن شهر نایستاده بودند، قصد تئاتر خیابانی را هم نداشتند که فصل نمایش و تئاتر خیابانی نیست. آن ها آمده بودند برای یکی از همان ویژگی های تهرانی ها، برای همان جوش و خروشی که همیشه در زندگی داشتند. برای همان شیوه یی از زندگی که متفاوتشان کرده با شهرهای دیگر ایران. تهران و تهرانی ها حتی در نحوه ی اعتراض هم متفاوتند، چرا که تهرانی ها در همه حال از زندگی و از بودنشان لذت می برند. آنها اعتراض کردند به شیوه ی خودشان. ولی در حال حاضر تهران دیگر آن تهران شاد و پر شور که در نگاه هر شهروندش زندگی می جوشید نیست. تهران زنده نیست...

پسربچه های تهران آرزوی دیدن لاک پشت های نینجا را داشتند. آنها قهرمانان کارتونی خود را دوست دارند، قهرمانانی که در پی کشف حقایق اند و شاداب و سرخوش اند، کودکانمان از ترس و وحشت بیزارند. و چقدر خوشحالم که پسرم  افراد شبیه به لاک پشت های نینجا را ندید.

نوشته شده توسط میترا مهتریان در ساعت 22:36 | لینک  |